|
و عشق یعنی رها کردن و من امروز رهایت کردم از هر قید و بندی که عشق و من به پایت بسته بودیم رهایت کردم و بار سفر بستم ولی با خود نه یک عکس، نه یک خط و نه حتی نشانی از تو می گیرم من اما با خودم عشقم ، امیدم رویاها و خاطراتم را درون سینه خواهم داشت اگر که نتوانستی خودت را، لحظه های بودنت را، نگاهت را و دستانت را به من هدیه کنی در عوض جدایی را، صبر را، درد را وهجران را چه عاشقانه بر من هدیه کردی اگر زندگیت را، فرزندانت را و آینده ات را با من قسمت نکردی در عوض عشق را ، دلتنگی را و سایه بان بی کسی را چه خوب با من به قسمت نشستی ولی من از که گلایه می کنم؟ از تو؟ نه که این رسم عشق است و دلدادگی عشق برای تو
|