غربت ديرينه ام را با تو قسمت ميكنم تا ابد با درد و رنج خويش خلوت مي كنم
رفتي و با رفتنت كاخ دلم ويرانه شد من در اين ويرانه ها احساس غربت ميکنم
عشق واقعي تنهايي را به يگانگي مبدل مي سازد . اگر ديگري را دوست ميداري ،
اگر مي خواهي ياريش كني ، كمك كن تا يگانه شود . نه نبايد او را اشباع كني .
تلاش نكن با حضور خود بگونه اي او را كامل كني . ديگري را كمك كن تا يگانه شود .
چنان سيراب از وجود خود كه نيازي به حضورتو نباشد
گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را
هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درمانش را بگو گفت درماني ندارد،
بي دواست گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست.